امروز کارگر انبار زردآلو اورده بود شرکت که تقسیم بشه بین بچه ها
همکار من صبح شرکت بود سه ساعت رفت مرخصی
مثل اینکه رئیس گفت زردآلو ها رو بین اونایی که هستن تقسیم کنیم
به همکار من (که یه خانوم شیرده هست) ندادن زردآلو
گفتن نیست در صورتی که صبح بود در موقع تقسیم زردآلو نبود
من اعتراض کردم به اونی که تقسیم کرده بود گفتم تو دیدی که بود، فقط مرخصی ساعتی رفته بود الان اگه بیاد چی؟! زن شیرده دلش می خواد چجوری ما از گلومون زردآلووووو پایین بره؟!!
همکار سومم که حرفای ما رو می شنید به من گفت چرا خودتو قاطی می کنی خودتو بده نکن، تو اصلا سیاست نداری حالا اون که نیست از کجا دلش می خواد نباید حرف می زدی، گفتم من نمی تونم زردآلو باغ شرکت رو ببرم خونه بخورم بغل دستیم نخوره، اگرم فلانی و بیسالی از دست من ناراحت شدن خب باید بشن چون کارشون زشت بوده اونا دیده بودن که همکارم (همون خانوم شیرده) توی شرکت بود فقط رفته مرخصی ساعتی تازه اگرم مرخصی روزانه بود باید می دادن بهشون چون مال شرکته
---
پ.ن: من به نظرم کار درستی کردم شاید خیلی با سیاست نگفته باشم و قطعا خب نگفتم شاید می تونستم یه جور دیگه بگم ولی دلم زودتر از سیاستم رفت جلو، ناراحت نیستم قطعا از سهم خودم به همکارم می دم ولی آخه انسانیت و معرفت و دوست داشتن کجا رفته؟ انسانیت کجا رفته؟ چرا با هم اینجوری می کنیم؟